تبليغاتX
پارســـوماش

پارســـوماش

چون نمي خواهم خاطره باشي ، زنده مي خواهمت ديار عزيز

شاهنامه خواني بختياري

هر آن کس که شهنامه خوانی کند
چه مرد و چه زن پهلوانی کند

 به رسم ديرين و زيباي ايراني بار ديگر مردم فرهيخته و اصيل بختياري گردهم آمدند و چون ساليان گذشته جهت برگزاري همايش شاهنامه خواني بختياري مهمان روستاي سي ميلي بوديم.

اين مراسم كه از ساعت 2 ظهر روز 3 فروردين آغاز گرديد شامل قسمت هاي زيبايي بود كه از جمله مي توان به اجراي موسيقي بختياري ( باز خواني ترانه هايي از كوگ خوشخون بختياري – مسعود بختياري- ) موسيقي محلي بويراحمدي ، مازندراني و همچنين شاهنامه خواني نخستين زن نقال ايراني  خانم فاطمه حبيبي زاد – گردآفريد- و  شاهنامه خواني توسط افراد مختلف اشاره کرد كه از ديگر قسمت هاي جذاب اين همايش بود .

در حاشيه همايش نيز غرفه هايي وجود داشت كه  لباس . كتب و نشريات بختياري زبان و داستانهاي شاهنامه را ارائه ميكردند.

از زيباترين قسمت هاي اين همايش نواختن ساز و دهل محلي توسط استاد بي بديل آن آقاي نوراله مومن نژاد بود كه با استقبال گسترده اي روبرو شد و همچنین رقص دستمال بازي كه پايان بخش اين همايش بود.

جهت مشاهده عکس ها به ادامه مطلب بروید...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم فروردین 1388ساعت 12:54 بعد از ظهر  توسط محمد ایزدستا  | 

والنتاین نماد عشق یا ...؟؟؟

 

       

روز والنتین (روز عشاق و یا روز عشق ورزی) عیدی در روز ۱۴ فوریه (۲۵ بهمن‌ماه) و در برخی فرهنگ‌ها روز ابراز عشق است.

این ابراز عشق معمولاً با فرستادن کارت والنتین یا خرید هدایایی مانند گل سرخ انجام می‌شود. سابقهٔ تاریخی روز والنتین به جشنی که به افتخار قدیس والنتین در کلیساهای کاتولیک برگزار می‌شد، باز می‌گردد.

والنتاین که بود ؟

افسانه ای حاکی از آن است که هنگامی که والنتین را به زندان افکندند، مردم برای وی یادداشت‌هایی کوچک که در لفافه پیچانده بودند و در شکافهای دیواره سلول وی جاسازی می‌کردند می‌فرستادند و او آنها را یافت و در حق آنان نیایش کرد. به دیگر سخن، بنیاد تاریخی کارت والنتین همین امر است. کشیش والنتیوس در ۱۴ فوریه ۲۷۰ میلادی (در برخی روایات ۲۶۹ و مطابق با برخی روایات دیگر ۲۷۳ بعد از میلاد) اعدام شد. بنابراین او را به عنوان فدایی و شهید راه عشق می‌دانند و از آن زمان والنتین تبدیل به نمادی برای عشق شده‌است و بدین روست که در کشورهای جهان، به ویژه کشورهای اروپایی و امریکای شمالی، مراسم روز والنتین همه ساله در ۱۴ فوریه برگزار می‌گردد.

منبع : ویکی پدیا فارسی

--------------

مطالب فوق همه به خاطر این بود که بگم بابا ما ایرانی هستیم و شاید امروزه به خاطر برخی از مسائل و مشکلات اجتماعی از فرهنگ و آئین کهن و باستانی خودمون فاصله گرفته باشیم . ولی این دلیل بر این موضوع نیست که هرچیزی که برچسب غرب داشته باشه و یه جورایی حرف دل باشه رو قبول کنیم .

این یعنی بدترین ضربه ای که خودمون میتونیم به فرهنگمون بزنیم. فارق ازهر گونه گرایش سیاسی یا مذهبی و جدا از اون روز قشنگ سپندارمذگان یعنی ما اونقدر کم آوردیم که بخواهیم روز مرگ یک کشیش رو جشن بگیریم یعنی واقعا" دوست داشتن بهونه میخواد و یا هدیه دادن به کسی که برامون عزیزه و نکته دیگه اینه که بابا بخدا ما تو این مملکت حتی اگه بخواهیم هم نمی تونیم یه والنتاین واقعی داشته باشیم...

یعنی اون روابط و مسایلی که دو نفر جنس مخالف تو کشورهای غربی با هم دارن رو ما بخاطر یکسری مسائل فرهنگی و مذهبی و حتی عرفی نمی تونیم بپذیریم .

این همش بخاطر این بود که بگم دوست داشتن و عشق ورزیدن بهونه نمی خواد . 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم بهمن 1387ساعت 5:12 بعد از ظهر  توسط محمد ایزدستا  | 

نوروز جشن ایرانیان


نوروز، جشن ايرانيان از روزگاران كهن پر شكوه ترين جشن بهاری در جهان بوده است. نوروز بهارانه ای است كه روايت های تاريخ درباره پيدايش آن بسيار گوناگون است نوروز جشن شروع فروردين يا « فرودگان » است كه ياد آور اجداد و نياكان ما بود و چنان مي پنداشتند كه در پنج شب ، ارواح پاك مردگان ، برای ديدار وضع زندگي و احوال بازماندگان به زمين فرود مي آيند و در خانه و آشيانه خويش سرگرم تماشا وسركشي مي شوند . اگرخانه روشن و پاكيزه و ساكنان آن راحت وشاد باشند ، ارواح مسرور و سر افراز برمي گردند. اما درغير اينصورت ، آنان غمگين وناراحت به منزلگاه خويش باز مي گردند وتا سال آينده به انتظار مي نشينند .
درباره پيدايش نوروز در روايتي ديگر چنين آمده است كه نيشكر را جمشيد در اين روز يافت و مردم از كشف خاصيت آن متحير شدند . پس جمشيد دستور داد تا از ( شهد آن ) شكر ساختند و به مردم هديه دادند . از اين رو ، آن را نوروز ناميدند .
همچنين روايت شده كه اهريمن ، بلای خشكسالي و قحطي را بر زمين فرو نشانيد . اما جمشيد به جنگ با اهريمن پرداخت و عاقبت او را شكست داد . آنگاه خشكسالي، قحطي ونكبت را بر روي زمين از ريشه بخشكانيد و به زمين بازگشت با بازگشت ويدرختان و هر نهال و چوب خشكي سبز شدند . پس مرد م اين روز را « نوروز » خواندند و هر كس به يمن و مباركي در تشتي جو كاشت و اين رسم سبزه نشانيدن در ايام نوروز از آن زمان به امروز باقي مانده است . در خيام نامه آمده است :
چون از اميري جمشيد 421 سال گذشت ، جهان از او يكسره راست همي آمد .ايران و ايرانيان هم مطيع و مريد او شدند تا بفرمود گرمابه های بسيار ساختند و سيم و زر از معادن بر آوردند و ديبای ابريشمي بافتند كه آن روز ، روز اول « حمل » بود . پس جشني بر پا ساخته و نوروزش نام نهاد تا هر سال چو فروردين آيد ، آن روز را جشن گيرند . در ميان اقوام آريايي كه وارد ايران شدند ، جشن سال نو در اصل به دو شكل زير بوده است :
آرياييها در روزگاران باستاني دارای دو فصل گرما و سرما بودند . فصل سرما شامل دو ماه و فصل گرما شامل ده ماه مي شد . ولي پس از مدتي ، تابستان داراي هفت ماه و زمستان داراي پنج ماه شد . در هر يك از اين دو فصل جشني برگزار مي كردند كه هر دو اين جشنها را آغاز سال نو تلقي مي كردند . در جشن اول كه به هنگام آغاز فصل گرما يعني به هنگامي كه گله ها را از آغل به چمنهاي سبز و خرم مي كشانيدند و از ديدن چهره گرمابخش خورشيد شاد مي شدند. جشن دوم با شروع سرما آغاز مي شد . در اين ايام گله را به آغل باز مي گرداندند و با توشه هاي اندوخته از آنها نگهداري مي كردند . بر اساس شواهد و قرا ئن ، جشن نوروز حتي به هنگام تدوين بخش كهن اوستا نيز در آغاز بهار بر پا مي شده و شايد به نحوی كه اكنون بر ما معلوم نيست آن را در برج مزبور ثابت نگاه مي داشتند .
عيد نوروز شش روز متوالي دوام داشت و در اين روزها ، سلاطين بار عام مي دادند و نجبای بزرگ و اعضای خاندان خود را به ترتيب مي پذيرفتند و به حاضران عيدی مي دادند . در روز اول سال مردم زود از خواب برمي خواستند ، به كنار نهرها و قناتها و خود را مي شستند و به يكديگر آب مي پاشيدند و شيريني تعارف مي كردند . صبح قبل از آنكه كلامي گويند ، شكر يا عسل مي خورند و برای حفظ بدن از نا خوشي ها و بدبختي ها روغن به تن مي ماليدند.
اما نوروز ، پس از مرگ جمشيد نيز به حيات خود ادامه داد . در معنا ، نوروز ، از هجمه ها و حمله هاي يونانيان ، اعراب ، تركها ومغول ها جان به در برد . و نوروز ثابت كرد كه مهم ترين جشن فرهنگي ميليون ها ايراني است كه در درون ايران و یا در غربت زندگي مي كنند .

 هفت سين

هفت سين ، هفت واژه كه با حروف « سين » شروع مي شوند نيز از سنت های جالب نوروز است . در زمان امروز ، هفت سين مشخصاً معاني استعاره اي خاص خود را دارد : سمنو ، جوانه هاي گندم كه طي مراسم خاصي پخته مي شود . سيب ، سنجد ، سير . زرتشتيان ، اوستا ، كتاب مقدس آسماني خود را در رأس سفره هفت سين قرار مي دهند . تخم مرغ های رنگين ، گلاب ، سكه ، طلا ، ماهي قرمز در آب ، آينه ، شمع و هر يك از اين موارد سمبل و نماد تولد ديگر باره بهاران است . در اساطير ايراني در ارتباط با نوروز ، جوانه ي گندم و عناب ، نشانه و سمبل زايش ديگر باره بهاران است و سبزی ، سكه ، و سركه سمبل و نماد افكار نيك ، كردار نيك ، خدا پرستي ، نيك بختي ، جاودانگي و داد و دهش است كه به باور زرتشتيان ، زرتشت پيامبر، آنها را از جمله صفات اهورا مزدا دانسته است .

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386ساعت 9:9 قبل از ظهر  توسط محمد ایزدستا  | 

شب یلدا و 3 سالگی من

يلدا

درود

 

باز هم يك دوره ديگر در حال شروع است ، آري پائيز پادشاه فصلها كم كم رخ بر مي بندد و جايش را به زمستان سپيد مي دهد ، انگار همين ديروز بود يلداي سال 84 را مي گويم . شبي كه اولين مطلب اين وبلاگ را نوشتم .

يلدا را به خاطر اينكه يه جورايي ش تولدمه ( توي  دنياي مجازي ) و هم براي اينكه جنب و جوش مردم توي اين شبهاي سرد كه يه شب گرم رو داشته باشند دوست دارم، حالا بگذريم كه اين شب قدمتي بس طولاني در آئين ما ايراني ها دارد .

بهر حال يلدا كه برسه من وارد سومين سال حضورم كنار شما دوستان ميشم و دوست دارم تا جايي كه ميتونم اين حلقه دوستيمو وسيعتر بكنم چون كنار شما و با شما خيلي چيزها رو شناختم و فهميدم دنيايي برام ازش داره ...

بهر حال شب يلداي خوبي براي همتون آرزو ميكنم و اميدوارم كه همگي زمستون رو بخوبي با هم بگذرونيم و بهار زيباي ديگري كه در انتظارمونه رو ببينيم .

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386ساعت 1:12 بعد از ظهر  توسط محمد ایزدستا  | 

تفو بر تو ای چرخ گردون تفو...



 


  فیلم سینمایی "300" ، پس از نمایش در جشنواره فیلم برلین ، به اکران عمومی در آمد و این اکران ، آن هم در مقطع زمانی کنونی ، بسیار پر معناست .

"300" ، تلاشی نوین برای بدبین نمودن افکار عمومی جهان نسبت به مردم ایران و تاریخ و تمدن ایرانی است که همزمان با تشدید تهدیدات امریکا علیه ایران ، با تبلیغات بسیار فراوان بر پرده سینماها می رود و پیش بینی می شود به یکی از فیلم های پرفروش  تبدیل شود .

در این فیلم ، که "یاهو" داستان آن را "سرآغازی برای دمکراسی" نامیده است ، ایرانیان ، مردمانی هیولا صفت ، فاقد فرهنگ و شعور و انسانیت قلمداد می شوند که جز حمله به سرزمین های دیگر، تهدید صلح و کشتن انسان ها ، چیز دیگری نمی دانند و البته در مقابل این قوم " شرور" چاره ای جز جنگ و نابودی آنها نیست تا بلکه جهانیان از دست این " محور شرارت" رهایی یابند .

فیلم 300 ، به داستان جنگ ایران و یونان در "ترموپیل" -گردنه ای در یونان، بین کوه اویته و خلیج مالیک-  بر مبنای روایت  «هرودوت» درکتاب "جنگ پارسی‌ها" می پردازد .

در این اثر سینمایی ، "لئونیداس" پادشاه اسپارت، فقط یک ارتش کوچک 300 نفری دارد که در مقابل سپاه عظیم " خشایارشا" -پادشاه ایرانی - که تا پشت دروازه های شهر آمده اند ، ایستادگی می کنند و سرانجام گوژپشتی دروازه‌های شهر را به روی ایرانیان وحشی باز می‌کند .

به روایت غربی ها،  آن 300 نفر  سه روز در برابر سپاه120 هزار نفری ایران مقاومت کردند و در همین سه روز یونانیان علیه ایرانیان متحد شدند و بدین ترتیب زمینه برای شکست لشکر ایران و برپایی دمکراسی فراهم شد .

در فيلم توهین آمیز و به شدت ضدایرانی 300 ، که به کارگردانی "زاک سنايدر" ساخته شده است ،  جرارد باتلر، لنا هيدی، وينسنت ريگان، مايکل فسنبدر  ،دومنيک وست و ...   بازی می‌کنند.

در فیلم 300،  ایران ، نمادی از  دیکتاتوری و بی خردی و توحش است و یونان( غرب)  سمبل دموکراسی و مبازره با آدم کشی و تجاوز .
به عبارت دیگر ، 300، فیلمی است هدفمند که در آن تقابل تاریخی هیولا و فرشته ( شر و خیر ) ، به نمایش در می آید و در این میان ، نقش هیولا متوجه ایرانیان است . این درحالی است که به روایت تاریخ ، در آن مقطع زمانی ، ایرانیان به آزادی های فردی و حقوق اقلیلت ها و زنان و ... رسمیت داده بودند ولی در یونان و کل اروپا ، برده داری و بدوی گرایی ، مشخصه ای بارز به شمار می رفت .

زنان ایرانی در این فیلم "همه جایی" و مردانشان با قیافه هایی که تروریست های امروزی( از نگاه شهروند غربی) را تداعی می کند ، به نمایش در آمده اند .

این فیلم در تحریف واقعیت ها به حدی بی پروا و ناشیانه عمل کرده است که در صحنه ای از آن برای خشایارشا "قلیان" چاق می کنند در حالی که در آن زمان چیزی به نام قلیان در دنیا وجود نداشته است . با این حال از آنجا که در میان مردم امروز ایران ، قلیان رواج دارد ، سازنده فیلم از ان استفاده کرده است!

با توجه به تبلیغات گسترده ای که بر روی این فیلم شده و در موتور های جستجو نیز این اثر مجعول سینمایی رتبه بالایی دارد ، پیش بینی می شود همزمان را اکران این فیلم ، که صحنه های پرشکوهی نیز دارد ، موج جدیدی از تبلیغات ضد ایرانی در جهان آغاز شود به ویژه اینکه در این برهه زمانی ، غرب و به ویژه آمریکا در صدد توجیه اقدامات خود علیه ایران هستند و چه ابزاری بهتر از سینما می تواند آنها را در بسیج افکارعمومی علیه ایران و فرهنگ وتمدن آن ، کمک کند؟

متاسفانه ، عدم توجه به تاریخ کهن ایران و حتی کتمان آن توسط افراطیون وطنی  باعث شده است در مقابل چنین حرکت هایی ، چیز زیادی برای عرضه در سطح جهان نداشته باشیم .

این مساله فقط درباره سینما صادق نیست و امروزه ، بسیاری از ایرانیان به حدی از تاریخ پرشکوه ایران بی خبرند که حتی برای ساده ترین پرسش های تاریخی نیز جوابی جز "نمی دانم" ندارند و این خالی الذهن بودن باعث شده است که اگر فیلم 300 در ایران نیز اکران شود ، مخاطبان ایرانی هم آن را باور کنند ، چه رسد به مردمان کشورهای دیگر در 5 قاره جهان که در سال های اخیر فقط تصویری منفی از ایران به انها نشان داده شده است و اینک قرار است به آنها گفته شود ایرانی که "محور شرارت" است ، نه فقط امروز که از دیرباز منشأ شرارت بوده و اجداد ایرانیان امروز ، همین وحشی های زشت ، آدمکش و نفهمی هستند که در فیلم "300" می بینید!!

-----------------

وقتی که برخی از ما برای استناد به وقایع تاریخی به شغادی همچون هردوت روی می آوریم ، از دیگران آن هم با این اوضاع و احوال جهان نباید انتظاری بیش از این داشت.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم فروردین 1386ساعت 8:14 بعد از ظهر  توسط محمد ایزدستا  | 

عیدانه

فرارسيدن نوروز باستانی اين يادگار ديرين نياکان ايران زمين بر شما دوستان عزيز مبارک. اميدوارم که سالی همراه با موفقيت و پيشرفت در همه امور زندگی در پيش رو داشته باشيد.

   نور پاک عاشقی در جان ما       ريشه این عشق در ايران ماست

هموطن نوروز تو پيروز باد        ای وطن هر روز تو نوروز باد

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم فروردین 1386ساعت 0:40 قبل از ظهر  توسط محمد ایزدستا  | 

يلدا

 

 

يلدا با تمام زيبائيش

تقديم قلب پر مهرتان باد

 

 يك سالگي من هم مبارك

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم دی 1385ساعت 2:22 بعد از ظهر  توسط محمد ایزدستا  | 

دنگ ای روزگار نافرنگ...

 

 

 خواب  شقایق همیشه عاشق بختیاری را تسلیت میگویم

   

بعد از مدتها بخوایی چارخط مطلب بنویسی خیلی سخته مخصوصاً اگه درباره مرگ عزیزی باشه

نمی دونم وابستگی شما به اون و صداش چقدر بود ولی من خیلی از شب و روزهایی رو که سر کردمه نجوای عاشقانه اش همیشه کنار گوشم بود و خواهد بود .

 

 آری بهمن علاءالدین با آن صدای جاودانه اش که به طریقی تنها یادگار این سالهای بختیاری بود ما را تنها گذاشت ، هر چند که خودش نیز در زمان حیات تنهاییش را با کسی قسمت نکرد ولی یار تنهایی خیلی از ما ها بود ، مردی که با نفس گرمش در این سالهای سرد روح بختیاری را زنده نگاه داشت ، و به نوعی آخرین یادگار زنده بختیاری بود ، ما را در توهم این روزگار نافرنگ باقی گذاشت . هر چند لفظ مردن برای چون اویی به نظر من نامانوسه ولی صد حیف که از میان ما رفت ...

 

 

ندونم سی چه هَمقو بیقرارم    زکار خومَم دی سر نیدرارم

+ نوشته شده در  جمعه دهم آذر 1385ساعت 10:40 بعد از ظهر  توسط محمد ایزدستا  |