مانده از آن همه شيداي بيدل
باز هم تنها یکی ....
در اين بيگانه باغ بي در و ديوار
صدايش ميكني گويي هزاران سال خفته است
اما من، تنها من ميدانم كه هنوز نفس مي كشد
آرام و بيصدا.
ديگر دلش براي آواز پرنده هايش هم تنگ نمي شود
آرام می گوید می خواهم درخت باشم
آخر "درختها ایستاده می میرند".
+ نوشته شده در شنبه بیست و نهم فروردین 1388ساعت 1:33 بعد از ظهر  توسط محمد ایزدستا
|

هر آن کس که شهنامه خوانی کند
چه مرد و چه زن پهلوانی کند
به رسم ديرين و زيباي ايراني بار ديگر مردم فرهيخته و اصيل بختياري گردهم آمدند و چون ساليان گذشته جهت برگزاري همايش شاهنامه خواني بختياري مهمان روستاي سي ميلي بوديم.
اين مراسم كه از ساعت 2 ظهر روز 3 فروردين آغاز گرديد شامل قسمت هاي زيبايي بود كه از جمله مي توان به اجراي موسيقي بختياري ( باز خواني ترانه هايي از كوگ خوشخون بختياري – مسعود بختياري- ) موسيقي محلي بويراحمدي ، مازندراني و همچنين شاهنامه خواني نخستين زن نقال ايراني خانم فاطمه حبيبي زاد – گردآفريد- و شاهنامه خواني توسط افراد مختلف اشاره کرد كه از ديگر قسمت هاي جذاب اين همايش بود .
در حاشيه همايش نيز غرفه هايي وجود داشت كه لباس . كتب و نشريات بختياري زبان و داستانهاي شاهنامه را ارائه ميكردند.
از زيباترين قسمت هاي اين همايش نواختن ساز و دهل محلي توسط استاد بي بديل آن آقاي نوراله مومن نژاد بود كه با استقبال گسترده اي روبرو شد و همچنین رقص دستمال بازي كه پايان بخش اين همايش بود.
جهت مشاهده عکس ها به ادامه مطلب بروید...
ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه پنجم فروردین 1388ساعت 12:54 بعد از ظهر  توسط محمد ایزدستا
|