تبليغاتX
پارســـوماش

پارســـوماش

چون نمي خواهم خاطره باشي ، زنده مي خواهمت ديار عزيز

يلدا

در اين شب هاي سرد و بي باران

بي تو

نه دلي كه [ديگر دل نيست] تنگ مي شود

و نه سقف آسمان كوتاهتر

اما...

 زخم هايمان تازه مي مانند و بي مرحم .

***

سه شنبه 26 آذر

بندر ماهشهر

-----------------------------------

يلداي همه پارسيان مبارك

+ نوشته شده در  شنبه سی ام آذر 1387ساعت 9:20 قبل از ظهر  توسط محمد ایزدستا  | 

یاری اندر کس نمی بینم یاران را چه شد

 

يادش بخير  سال 76 دبيرستان سينا و اون خاطرات خوش نوجواني...

شايد اگه سيد نمي آومد هنوز خيلي هامون در جهل و ناداني بوديم !!! جهلي كه بواسطه مشكلات بيشمار فرهنگي و اجتماعي گريبانگير خيل عظيمي از جامعه بود علی الخصوص در شهرهای کوچک که همه دغدغه نان داشتند و هزار بدبختی دیگر . ولي بيكباره ورق برگشت و همه دستها رو براي آزادي و آبادي ايران حلقه كرديم .

براستي كه

 چو ايران نباشد تن من مباد               بدين بوم و  بر  زنده يك تن مباد

بيا  تا   همه تن  به كشتن  دهيم          مبادا كه كشور   به دشمن   دهيم

آري مـــــــا خواستيم و شد آنچه كه خيلي ها حتي آنرا در خواب هم تصور نمي كردند...

امروز شايد همان خيل عظيم و خاموش دوباره در انتظار يك منجي هستند ، چون ما عادت كرديم راهرو باشيم تا راهبر و امروز وظيفه داريم تا دوباره موجي نو به راه اندازيم و اگر ايران را دوست داريم ميبايست  حركتي از خود نشان دهيم و مباد روزي كه دوباره فرياد برآورد :

یاری اندر كس نمي بينم ياران را چه شد

 پس همه با هم او را مي خوانيم و یاری اش ميكنيم .

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم آذر 1387ساعت 11:57 قبل از ظهر  توسط محمد ایزدستا  | 

پرواز با خورشيد

بگذار ، كه بر شاخه اين صبح دلاويز
بنشينم و از عشق سرودي بسرايم
آنگاه ، به صد شوق ، چو مرغان سبكبال ،
پر گيرم ازين بام و به سوي تو بيايم...

........................

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم آذر 1387ساعت 1:42 بعد از ظهر  توسط محمد ایزدستا  |