تبليغاتX
پارســـوماش

پارســـوماش

چون نمي خواهم خاطره باشي ، زنده مي خواهمت ديار عزيز

رستاخیز مسجدسلیمان

با درود به روان پاک شاعر فقید  داراب افسر بختیاری

 

تئاتر ( رستاخيز مسجد سليمان)

 

منظره صحنه قبري را نشان مي دهد كه در زمين مسجد سليمان قرار دارد.

 

به امر الهي قبر شكافته شد و مردي به نام ( كابَنگِرو ) كه سالها پيش در گذشته است سراز قبر به در آورده و دست به چشم ماليده،‌ به تماشاي زمين مسجد سليمان متعجب مي شود و مي گويد:

 

 

 

’كجِه   رَهدِه   كناري؟

’كجِه   رَهدِه  ’مناري؟

’كجِه    گَويل   زنبور؟

علي محمد  و صيفور؟

علي محمد ’كجِه رَهد؟

پَ ’كجِه رَهدِه  تيمور؟

بگو   جَلدي    بي ياهِن

همه    خيلي   پي ياهِن

( گلي به پدرش جواب مي دهد)...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم آبان 1386ساعت 9:11 قبل از ظهر  توسط محمد ایزدستا  | 

به راستي كه چقدر زود دير ميشود

 منوچهر آتشي

چگونه روزگاريست كه در سالگرد شقايق هميشه عاشق بهمن علاالدين بايد به ماتم از دست دادن قيصر شعر نو نشست ،

سال بدي بود ، بعد از منوچهر آتشي و بهمن و اين آخريها مريد ميرقائد حالا هم قيصر و فقط

يك چيز مي ماند آنهم افسوس است و افسوس و افسوس ...

 

 

اين ضايعه اسفناك را به تمام اهل هنر و شعر تسليت عرض مي نمايم .

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم آبان 1386ساعت 12:40 بعد از ظهر  توسط محمد ایزدستا  |