تبليغاتX
پارســـوماش

پارســـوماش

چون نمي خواهم خاطره باشي ، زنده مي خواهمت ديار عزيز

شادباش نوروز

نوروز باستانی پیشاپیش بر همه عزیزان مبارک

انشااله سالی پراز خوبی و موفقیت برای شما باشد

آرزومند آرزوهاتان .

 بهــــــــار لالـــی - مسجدسلیمان 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم اسفند 1384ساعت 11:13 بعد از ظهر  توسط محمد ایزدستا  | 

لــالــائـــــــــــــی



لالا لالا همه در خواب نازن
ديگه چيزي ندارن تا ببازن
بخواب آروم ،نه اينکه وقت خوابه
بخواب اي گل که بيداري عذابه وُ عذابه

نترس از دست بي قانون فردا
بخواب جونم که قانون داره دنيا
بخواب آروم گلِ گلدونِ خونه
که بيرون تا بخواي نامهربونه

لالا لالا که قلبم زيرو روُ شد
که دست عاشقم پيش تو روُ شد
که بازم اين دلم ديوونگي کرد
که اين ديوونه با عشق زندگي کرد
بخواب اي گل الهي دَر نموُني
نگيره بغضت از نامهرَبوني
بخواب جُونم که درهارو ببندم
نخواي از من که با گريه بخندم

لالا لالا که قلبم زيرو روُ شد
که دست عاشقم پيش تو روُ شد
که بازم اين دلم ديوونگي کرد
که اين ديوونه با عشق زندگي کرد
بخواب اي گل الهي دَر نمُوني
نگيره بغضت از نامهرَبوني
بخواب جُونم که درهارو ببندم
نخواي از من که با گريه بخندم

بخواب آروم که خورشيدم خاموشه
اُونم بايد بـِره چيزي بپوشه
اُونم طاقت نداره توُي سرما
اُونم غافل شد از حال دل ما
همه اينجا غريب اَندَر غريبـَن
همه از بي نيازي بي نصيبـَن
الهي کـُور بشـَم گـَر ديده باشم
ميگـَن اينجا همه مردم فـَريبن
چه بي قانونه،قانونش ،چقدر بي بـَرکـَته،نونش
به نـِرخ مُـفـته جون کندن ،شده چيزاي اَرزونش
نمي دوني چقدرسخته ،هـمُون کاراي آسونش
هـَمَـش بغضو هـَمَـش بغضه ،روي لبهاي خندونش
نـَترس از دست بي قانون فردا
بخواب جونم که قانون داره دنيا

ما که هر کاری کردیم از غم این زمونهء نافرنگ خوابمون نبرد خدا کنه شما دمی هم که شده چشم بر این سیاهی ها ببندید
لالالالا لا لا ئی
لالالالا لا لا ئی
لالالالا لا لا ئی
+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم اسفند 1384ساعت 11:51 بعد از ظهر  توسط محمد ایزدستا  | 

یادی از زنده یاد حمید مصدق

سیب

تو به من خندیدی و نمی دانستی

که من با چه دلهره ای از باغچه همسایه سیب را دزدیدم

باغبان از پی من تند دوید

سیب را دست تودید

سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک

و تو رفتی و هنوز خش خش گام تو تکرار کنان می دهد آزارم

و من اندیشه کنان غرق این پندارم

که چرا باغچه کوچک ما سیب نداشت؟؟؟؟


*************************************
چه کسی میخواهد من و تو ما نشویم !!!



+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم اسفند 1384ساعت 10:21 بعد از ظهر  توسط محمد ایزدستا  | 

درددل


چند سالی که شهرداری مسجد سلیمان به عنوان کارفرما مشغول انجام عملیات ساخت سد تفریحی بر روی رودخانه تمبی می باشد ولی هنوز که هنوزه اندر خم یک کوچه اند وبه قول معروف سرشو که خوب نکردند هیچی چشمشم کور کردند ، باتوجه به اینکه به تعطیلات عید نزدیک می شویم هر ساله مسجد سلیمان پذیرای مهمانان زیادی است که البته اکثر اونها کسائی نیستند جز قدمای این شهروجا دارد که حداقل مجموعه شهرداری و شورای شهر امکاناتی را در این مکان تفریحی قدیمی آماده کنند تا بیشتر از این عرق شرم نداری ها رو جلوی دیگران نریزیم،
وصد البته جا داره بگم که اگر از این دو مجموعه انتظار انجام این کارها رو داریم به خاطر اینه که نماینده جلیل القدر مسجد سلیمان در مجلس با توجه به چندین شغلی که داره وقت نمیکنه به اصلی ترین کارش که امورات شهر برسه هر چند که ایشون مستحضرند اصلا نیازی به این کارها نیست و حالا حالاها بر صندلی مجلس تکیه خواهند زد و اگر در زمان مشروطه بودیم حتما به ایشون لقب صندلی الدوله اعطا میگردید.!!!

"به دنبال کدامین قصه و افسانه می گردی
در این بیغوله رد پائی ازیاران نمی یابی
چراغ شیخ شد خاموش و این افسانه روشن شد
که در شهر ددان میراثی از انسان نمی یابی"
یا حق
+ نوشته شده در  سه شنبه نهم اسفند 1384ساعت 0:44 قبل از ظهر  توسط محمد ایزدستا  |